نازنیننازنین، تا این لحظه: 15 سال و 11 ماه و 24 روز سن داره

نازنین جون

بدون عنوان

  وای که مامانی چیقده خسته است خیلی اگه بدونین این 1 هفته خونه ما چه خبر بود خب یه خبرای   بود دیگه خونه تکونی با اعمال شاقه یکی بیاد منو از توی این خونه نجاتم بده نازنین نازنین ...
6 مهر 1391

روزت مبارک مامانی..روز دختر مبارک مامانی

سلام گلی دخترم روزت مبارک امیدوارم هرسال این روز و چشن بگیری گلی بانوی من عسل دختری البته با یه روز تاخیر اومدم بهت تبریک بگم  چون دیروز خونه بابابزرگ بودیم دایی جون اینا از قم اومده بودن زنگ زدن گفتن پاشین بیاین اینجا  میخوایم دخترا کیک بپزن اخه روز دختره خب چرا نمیاین ماهم زودی اماده شدیم رفتیم بعدم عصر دیگه کیک پختیم واسه روز دختری و تازه تولد  فاطمه جون دختر ِدایی جونم  بود دیگه کلی خوش گذشت بهت مامانی  اونجا که راستش شلوغ بود بچه ها  فیلم میگرفتن فرصت  نشد  با شیطونیهایت ازت عکس بگیرم این عکسها هم ماله دیشبه وقتی برگشتیم خونه راستی اینم بگم همه دیروز قبل رفتنمون اتیش سوزوندیها اصلا نمیزا...
29 شهريور 1391

عکسهای دریای ساری که رفته بودیم

اخ جون دریا بابایی چی داری میکشی؟بزار منم کمکت کنم  خیلی خوش گذشت خیلی      اینقدر تو ماسه ها دوست داشتم خوشم میومد خب     مامانی چی نوشتی ؟ بزار بخونمش صبر کن    مامانی اسم منو  نوشتی ؟خیلی دوسم داری ؟ واسه مامانیم خیلی خوابم میاد خیلی خنکه صبحه زوده خب  نی نی ها که زود بیدار نمیشن که!! عکاس :مامانیم دیگه   اینجا عکاس:معلومه دیگه بابایی   ...
20 شهريور 1391