مهندس کوچولومون میگه ماما دیده بده از دیروز
ماما دیده_______---یعنی شیشه ____ اولین بار ٨مرداد ٩١ صبح موقع بیدار شدن دیروز...مامان در حال پوشیدن لباسهای نازنین و بعد ١ دونه بوس __نازنین ١ بوس_مامان ١ بوس_ نازنین ١ بوس_مامان در حال پوشیدن شلوار پای نازنین بعد که مامانی لباسهای نازنین جونشو پوشید گفت نازنین ِمامان --مامان و بوسش نمیکنی میخوای بری و نازنین دویید اومد مامان و بوسش کرد و رفت جلوی در که بره بیرون با بابا ییش عصز دیروز خراب شدن در حیاط خلوت --قفل نشدن ---و در نتیجه خرابکاریهای نازنین ---------- بابای نازنین در حال تعمیر قفل در -----نازنین پیچ گوشتی به دست --عجیب و یه جور ژست حرفه ای گرفته و کنار بابا داره هی یه کارا...
نویسنده :
نازنین جون و مامانش
12:59




